گنج

شمارهٔ ۴۲۱

در کنار خویش هر کس آن برو دوش آوردآفتابی را چو ماه نو در آغوش آورد
جیب صبح از رشک بر باد دریدن می رودگر صبا بویی از آن نسرین بناگوش آورد
کافرم گر هیچ هندو با مسلمان کرده استبر سر دل آنچه آن چشم قدح نوش آورد
چون کلاه ناز بر سر کج نهد خورشید منآسمان را از مه نو حلقه در گوش آورد
می رود بر باد سرپوش فلک همچون حبابگر دلی را آتش شوق تو در جوش آورد