گنج

شمارهٔ ۳۲۳

قافیه: انخفتهاست۴ بیت
آشوب جهان فتنهٔ ایام همین استشوخی که زدل می برد آرام همین است
مستانه خرامان شده آن شاخ گل امروزای سرو زحق نگذری اندام همین است
نگرفت کسی کام زوصل تو بهرحالگر زاری اگر زورگر ابرام همین است
چندین چه کنی محرم خود باد صبا رادل را به سر زلف تو پیغام همین است