گنج

شمارهٔ ۳۱۷

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: اراست۵ بیت
تا کمان ابروش از چرب نرمی دلکش استدر صف مژگان نگاهش تیر روی ترکش است
هر که خالی شد زخود لبریز کیفیت بودهر حبابی پیش ما جام شراب بیغش است
هر قدر پختم خیالش همچنان خام است خامکار چشم و دل همانا کار آب و آتش است
هر قدر در راحت افتد نفس طغیان می کندبستر نرمی چو یابد شعله شعله از خس سرکش است
از خیال دلبری جویا نیاساید دمیچشم او از فیض معشوقی است گر عاشق وش است