گنج

شمارهٔ ۳۱۶

قافیه: لبرابراست۹ بیت
محفل صهباپرستان بی نوای ساز نیستگرمیی با بزم ما بی شعلهٔ آواز نیست
رنگم از حیرانی دیدار برجا مانده استطائر تصویر را بال و پر پرواز نیست
اینقدر صوت مغنی چون زند ناخن به دلحسن مستوری اگر در پردهٔ آواز نیست
خامشی مفتاح قفل بستهٔ دلها بودتا نبندد لب در فیضی به رویت باز نیست
رازها را جوهر آیینهٔ دل گفته اندآنچه بتوان بر زبان آورد آنرا راز نیست
سخت می ترسم مبادا دعوی دیگر کندسحرکاریهای چشم او کم از اعجاز نیست
نالهٔ عاشق بقدر حسن معشوقش رساستبلبلی با ما در این گلراز هم آواز نیست
می تپد از تنگی میدان دلم در زیر چرخهر فضایی در خور پرواز این شهباز نیست
خلعت تحسین بی اندازه را آماده باشنیست جویا مصرعی اینجا که با آواز نیست