گنج

شمارهٔ ۳۱۳

قافیه: ربیگانگیاست۵ بیت
بر آفتاب عارض او خال مشکبوستیا نافهٔ فتاده زآهوی چشم اوست
یادت بخیر باد که مینای دل مراچون غنچه از خیال تو لبریز رنگ و بوست
شوقی ز هر سوی بدلم رو نهاده استدر شیشه این می شفقی خوشتر از کدوست
کس را به خوبی خط رخسار او چه حرفآری هر آنچه سر زند از نیکوان نکوست
جویا مجو زمردم خودبین یگانگیمردم که دارد آینه در پیش رو دو روست