شمارهٔ ۳۱
بس که در راه طلب ضعف است دامنگیر مامیتواند نقش پا شد حلقهٔ زنجیر ما
ما خراب از رنجش بیجای او گردیدهایمگر بیفشاند غبار از دل، شود تعمیر ما
قدرت ما پنجهٔ خورشید را تابیده استبرق در کار رم است از هیبت شمشیر ما
رنگ رویم را نه تنها قوّت پرواز نیستناله هم برخاستن نتواند از زنجیر ما
سرگرانی بیسبب آزار جویا میکنداینقدرها رنجش بیجا چرا تقصیر ما