شمارهٔ ۳۰۴ قافیه: اگرماست۳ بیت از سوز سینه مغز سرم در گرفته استباز چو شمع سوختن از سر گرفته است تیر گرفت بر سخنم کی رسد چو تیغطبعم زره به دوش زجوهر گرفته است تا مهر اوست انجمن افروز خاطرمبا شعله صحبت دل من درگرفته است