شمارهٔ ۳۰۱ قافیه: اربست۳ بیت زبان تیغ تو در حشر عذرخواه من استشهید عشقم و لب تشنگی گواه من است نشست تا به رخت گرد خط همی نالمکه آه از اثر آه صبحگاه من است بلند گشته چنان شهرت نکویی اوکه آفتاب پرستار روی ماه من است