شمارهٔ ۲۸۹
از آن، شکفتگی ای بی تو گل به باغ نداشتکه جام لاله بجز درد در ایاغ نداشت
کدام قطرهٔ اشکم فرو چکید از چشمکه آب و رنگ گل آتشین داغ نداشت
بسان شمع ترا پای تا بسر فرسودچون در تو بود عیان اینقدر سراغ نداشت
شدیم بی تو سراسر رو چمن چو نسیمگلی نبود که مانند لاله داغ نداشت