گنج

شمارهٔ ۲۸۷

قافیه: است۴ بیت
چرخ خاکستری از آتش سودای من استوسعت آباد جهان گوشهٔ صحرای من است
فیض باطن سبب زینت ظاهر باشدچاک دل غنچه صفت زیب سراپای من است
طرفه انداز خرامی است ترا فرش رهتتا نظر کار کند چشم تمنای من است
نبض بیمار صفت در ره شوقش جویاجاده گرم طپش از گرمرویهای من است