شمارهٔ ۲۷۳
دل افروخته را آفت افسردن نیستهر کرا زنده به عشق است غم مردن نیست
کرد گردآوری خود دلم از پهلوی صبرکار گرداب به جز گریه فرو خوردن نیست
بر جگر گوشهٔ دل داغ اسیری مپسندستمی سخت تر از معنی کس بردن نیست
این بساطی که زامید فروچیده دلتپیش ارباب نظر قابل گستردن نیست
هوسم دست به پستان تو یکبار نیافتاین اناریست که در پنجه افشردن نیست
غافلان را نبود فکر مآلی جویاگل تصویر در اندیشهٔ پژمردن نیست