شمارهٔ ۲۶۳
چسبیده به هم گرچه لب از شهد نکاتتدل خون شده بی گفت و شنود از حرکاتت
عمر ابدی در گروه کشتن نفس استاین کشته تواند شدن اکسیر حیاتت
ز آب در دندان تو هنگام تبسمترسم بگدازد لبک همچو نباتت
خوش باش! به دل داری اگر داغ غم عشقزینت به سجل یافته منشور نجاتت
در عشق به انجام رسد کار تو جویاچون شمع گر از جا نرود پای ثباتت