شمارهٔ ۲۴۵
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انگذشت۷ بیت
نه همین نرگس زچشم می پرستش جام یافتسرو هم از نخل قدش خلعت اندام یافت
ماند در دل اضطراب عشقم آخر برقرارچون رگ گل موج می در ساغرم آرام یافت
مدتی چون ماه نو از غم دل خود خورده استهر که از گردون لب نانی به صد ابرام یافت
پرده های چشم او از جوش حیرت خشک ماندرخصت نظاره ات تا دیدهٔ بادام یافت
داد گل را رنگ و می را نشئه، مینا را شراباز لبش در خورد استعداد هر کس کام یافت
از تواند اهل چمن هر یک به انعامی نهالغنچه بو، گل رنگ، نرگس جام و سرو اندام یافت
کوه تمکینش چو جویا سایه بر دریا فکندجوهر آیینهٔ موجش ز بس آرام یافت