گنج

شمارهٔ ۲۱۴

قافیه: مخوشتراست۵ بیت
بی او هجوم غم دل بی کینه را شکسترنگم چنان شکست که آیینه را شکست
جانا بیا که صید تو ترسم رها شودمرغ دل از تپش، قفس سینه را شکست
از ما چو یافت خلعت عریان تنی رواجبازار گرم خرقهٔ پشمینه را شکست
بگشود باز رو به حریفان لب جوابامروز عهد بستهٔ دوشینه را شکست
جویا پیاله تکیه به فضل کریم خوردبر سنگ کعبه توبهٔ دیرینه را شکست