گنج

شمارهٔ ۲۰۶

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: راست۶ بیت
شوخ و شنگی چون بت طناز من عالم نداشتچون پریزاد من این غمخانه یک آدم نداشت
در گرانجانی زحق بیگانه پای کم نداشتورنه هرگز از کسی نخچیر مطلب رم نداشت
از ریاضت کرده ام بیماری دل را علاججز گداز خویش زخم شیشه ام مرهم نداشت
بود دایم دست اقبال جوانمردان بلندبازوی پر قوت ارباب همت خم نداشت
سخت دیشب شیشه و پیمانه را برهم زدیمحتسب از حق نرنجی اینقدرها هم نداشت
کاوکاو عشق هر دم می زند نقشی دگربود دل جویا نگین ساده ای تا غم نداشت