شمارهٔ ۱۹۵
در جهان بی اعتباری اعتبار عاشقی استهر که صاحب اعتبار افتاد خوار عاشقی است
غنچهٔ دل گشت خندان دیده گریان شد چو ابرداغها بشکفت گل گل، نوبهار عاشقی است
پرتو خورشید با نورش چو گرد تیره ای استچهره آنکس که پنهان در غبار عاشقی است
داد از طوفان درد بیقراریهای عشقزیر تیغ او تپیدنها قرار عاشقی است
از تزلزل در بنای عشق باشد محکمیبر تپیدنهای دل جویا مدار عاشقی است