گنج

شمارهٔ ۱۹۴

قافیه: ارعاشقیاست۵ بیت
عشق آنجا کز پی ایجاد عالم رنگ ریخترنگ ویرانی مرا در دل به صد نیرنگ ریخت
مو به مویم شد زجوش شوق بیتاب سماعنالهٔ قانون دل از بسکه سیر آهنگ ریخت
بسکه بردم شکوهٔ سنگین دلی هایت به خاکبر سر کوی تو بعد از من غبارم سنگ ریخت
نالهٔ بیتاب عشق از بسکه وحشت خیز بودساقی حسن ترا از کف شراب رنگ ریخت
با خیال او گذشت امشب عجب هنگامه ایطرح صلح انداخت جنگ و صلح رنگ جنگ ریخت