گنج

شمارهٔ ۱۸۶

قافیه: ازششجهت۵ بیت
چون نیاساید دل از هجر بتان در زیر پوستدارم از هر موج خون خاری نهان در زیر پوست
بسکه خوردم زهر غم با شیر از طفلی مراسبز شد چون پسته مغز استخوان در زیر پوست
چون نوازش دیدم از دردش دلی خالی کنمهمچو دف تا کی نهان دارم فغان در زیر پوست
بی تو شبها از هجوم درد بیمار ترامی تپد چون نبض جسم ناتوان در زیر پوست
از شکاف سینه جویا غنچه سان گل می کندتا به کی ماند دل خونین نهان در زیر پوست