گنج

شمارهٔ ۱۶۹

هر نالهٔ دل من آواز دلگشایی استهر آه شعله سوزم مکتوب آشنایی است
هر داغ سینهٔ من مجنون خانه سوزی استهر قطرهٔ سرشکم طفل برهنه پایی است
هر سبزه ای در این باغ آشفته ای است بی خودهر خار این گلستان کلک سخن سرایی است
هر سنبل پریشان رند سیاه مستی استهر گل به رنگ خورشید جام جهان نمایی است
از زور طبع بگرفت ملک سخنوری راجویا به کشور هند طوطی خوش نوایی است