شمارهٔ ۱۰۹۲
اگر چشمی به زیر افکنده باشیچو خورشید برین تابنده باشی
کم از مهر سلیمانی نباشداگر دل را ز دنیا کنده باشی
به کیش ما به از صدساله شاهی استاگر یک دم توانی بنده باشی
شکست قیمتت در خود فروشی استمگو از خویش تا ارزنده باشی
ز گلگلشت بهشت افتادهای دورز سوء خلق اگر آکنده باشی
ترا بس سرخرویی رنگ خجلتگر از کردار خود شرمنده باشی
اگر خود را نبینی مردمکواربه چشم مردمان زیبنده باشی
نجوید تا کسی جویا نیابداگر جویندهای یابنده باشی