گنج

شمارهٔ ۱۰۹۰

۶ بیت
اگر از دیدن عیب خلایق چشم می‌پوشیهمانا در پی کتمان عیب خویش می‌کوشی
عبادت در حضور خلق ار چشم قبول افتدتو ظالم فسق را از دیدهٔ مردم نمی‌پوشی
چو آب جو که گل در خور کشد آهسته آهستهروان‌بخش تو گردد می به همواری اگر نوشی
ز می چون اینقدر اظهارت نفرت می‌کنی زاهدنظر بر هوش‌های ناقص ما باز خاموشی
ببند از خودستایی لب که گردد قیمتت کمتردر این بازار چندانی که خود را بیش بفروشی
بود ز آیینه جویا روشن این معنی که در عالمصفای سینه نتوان یافتن غیر از نمدپوشی