شمارهٔ ۱۰۸۶
جبین را صندل اندود از چه ای ابرو کمان کردی؟چرا در صبح کاذب صبح صادق را نهان کردی؟
نرفت از جا به اشک و آه، مشت استخوان منچو شمعم بارهها در آب و آتش امتحان کردی
خدا کیفیت جام نگاهت را بیفزایدکه آزادم ز بار منت رطل گران کردی
سرت گردم چه رنگ است اینکه در چشم تماشاییچو شاخ ارغوان مد نگه را خونچکان کردی
در آب و آتش آرزم و غیرت بال و پر می زدچها با مرغ دل در مستی ای نامهربان کردی
لبم گویا لب تصویر بود از جوش خاموشیچو موجم در مسلسل گویی ای می تر زبان کردی
به ذکر می چه آلایی زبان آرزو جویاغم پیریم را فریاد کز یادش جوان کردی