گنج

شمارهٔ ۱۰۳۸

قافیه: ی۵ بیت
صورت حالش دگرگون شد ز گل رخساره‌ایکار دارد با دل مومینم آتشپاره‌ای
العطش گویان ز هر مژگان زبان بیرون فکندبسکه گردیده است چشمم تشنهٔ نظاره‌ای
یک نگه کافی است چون شمع از برای شش جهتچشم مستش را که دارد هر طرف آواره‌ای
رفتی و از خار خارت در چمن گردیده استچشم تر هر نرگس و هر گل دل صدپاره‌ای
می‌برد از خویشتن ما را حنای پنجه‌اشمی‌برد جویا ز دست امشب، حریفان چاره‌ای!‏