گنج

شمارهٔ ۱۰۳۲

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ونکندکسی۷ بیت
الهی در ره فقرم شکوه پادشاهی دهسرم را از خم تسلیم فر کج کلاهی ده
بود لبریز صهبای گنه پیمانهٔ عمرممرا از لخت لخت دل زبان عذرخواهی ده
زلال وصل ترسم افت سوز درون گردددلم را تشنگی در عین دریا همچون ماهی ده
چو مژگان می کشد هر خار صحرا دامن دل رامرا مانند مجنون منصب وحشت پناهی ده
مبین نقصان مردم تا ز ارباب نظر باشیبپوش از عیب بینی چشم و داد خوش نگاهی ده
چو گل کز ترکتاز صرصر از گلشن هوا گیرددل صد پارهٔ خود را به آه صبحگاهی ده
به پیش یار بر از بخت جویا شکوه گر داریچو برق آن شعله خو را آشنایی با سیاهی ده