گنج

شمارهٔ ۱۰۲۰

قافیه: یدهای۶ بیت
بسکه در شادی و غم با خلق یک رنگ است کوهبا نوای مطرب و شیون هم آهنگ است کوه
پای جرات بر زمین افشرده با تیغ و کمربا پلنگ چرخ گویی بر سر جنگ است کوه
آسمانی خورد گویا غوطه در خون شفقاز وفور لاله و گل بسکه خوش رنگ است کوه
از ضعیفی گرچه وزن یک پرکاهم نماندمعنیم را نیک اگر سنجد پا سنگ است کوه
گشته در کشمیر از تخت سلیمان روشنممملکت باشد جهان آن را که اورنگ است کوه
نقشها سازد عیان از سبزه و گل هر طرفدیدهٔ بد دور جویا رشک ارژنگ است کوه