گنج

شمارهٔ ۶۵

۱۰ بیت
غصه روزگار بین که چه کردبا من دل‌فگار بین که چه کرد
تندباد خزان و شوکت دیاز پی نوبهار بین که چه کرد
می‌دهم جان ز غصه نزدیکتدوری یار بین که چه کرد
هر دمم رخ به خون نگار شودفرقت آن نگار بین که چه کرد
داغ دوری بسوخت جانم رامحنت روزگار بین که چه کرد
تاخت بر جان من سمند جفاترک چابک سوار بین که چه کرد
داد با من قرار و آخر کاربا من بی‌قرار بین که چه کرد
رازم از پرده بر ملا افکنددیده اشک‌بار بین که چه کرد
سود و سرمایه‌ام بشد در عشقرونق کار و بار بین که چه کرد
در جوانی شکسته گشت (جنید)انده بی‌شمار بین که چه کرد