شمارهٔ ۲
سپاس از خدا دارم الحمدللهکه سازد همه کارم الحمدلله
سزد خطبه مدح و حمد و ثنایشسر جمله گفتارم الحمدلله
خداوند پاینده حی عطابخشکز او جسم و جان دارم الحمدلله
چو از هستیم هست کرد از بدایتوز اصنام بیزارم الحمدلله
به دینداریم شادمانی چنان دادکه فارغ ز دینارم الحمدلله
در این ظلمتآباد از شمع توحیدبرافروخت انوارم الحمدلله
بپوشید تشریف ایمان و دینمنه بربست زنارم الحمدلله
نهان کرد عیبم ز بیگانه و خویشنگه داشت اسرارم الحمدلله
همم تندرستی و شایستگی دادکه طاعت به جای آرم الحمدلله
اگر شکر یک سجده گویم محال استکه صد سال بشمارم الحمدلله
چگونه کنم شکر این فضل و رحمتکه با صادقان یارم الحمدلله
به دیدار صاحبدلان شاد و خرمنه در غم گرفتارم الحمدلله
عزیزم به پستی و صبر و قناعتنه خوار و شکمخوارم الحمدلله
نماز جماعت به هر وقت و ساعتبه اخلاص میآرم الحمدلله
توام ره نمودی و توفیق دادیبه این آستان بارم الحمدلله
توام معرفت دادی و علم و قرآنکه با درس تکرارم الحمدلله
تو فرمودی اندر کتاب کریمتکه غفار و ستارم الحمدلله
تو گفتی که کس را ز درگاه رحمتتهیدست نگذارم الحمدلله
تو دادی بشارت که در روز محشربیامرزی اوزارم الحمدلله
نمودی به پیغمبر خود کرامتببینید دیدارم الحمدلله
نکردی در آن موقفم عرض احوالحوالت به اغیارم الحمدلله
همه کرد عصیان به آب عنایتبشستی ز رخسارم الحمدلله
هر آن وعده لطف و احسان که دادیبجز حق نپندارم الحمدلله
چو کردار تو هست با من نکوییچه گر زشتکارم الحمدلله
چو درد مرا هست فضل تو درماناگر خسته و زارم الحمدلله
به جنت طمع دارم اما تو دانیکه خوف است از نارم الحمدلله
تو آموختی ور نه من کی توانمکه شکر تو بگذارم الحمدلله
به یاد تو بر طرف گلزار تحمیدشکفته است ازهارم الحمدلله
(جنید) از ثنای جمیل خداوندمزین شد اشعارم الحمدلله