گنج

بخش ۱۲ - نمودن شاپور صورت خسرو به شیرین بار سوم

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۳۰ بیت
دگر چون روز سر برزد ز کهسارز مردم دیو شب شد ناپدیدار
پری رویان مریم روی از سیرهمه گشتند پنهان جمله در دیر
نشستند آن ندیمان گرد شیرینهمه با چنگ و عود و جام زرین
از آن صورت حکایت بازگفتندز دل گرد پریشانی برفتند
همی دادند هر یک زان نشانهاکه ناگه نازنینی زان میانها
بدو گفتا سوی دیر پری سوزببر نذری و قندیلی برافروز
به شیرین آن پری رویان رقاصشدند الحمد خوان یکسر به اخلاص
به صدق دل همه یکروی گشتندکشیشان را زیارت جوی گشتند
شدند از صدق در آن دیر مینوکه باشد صدق هر کس رهبر او
کرم را جمله دستی برفشاندندبه نذر آنجا به بالا زر فشاندند
وز آنجا همچو مرغان، باز پروازگرفتند و شدند از جانبی باز
همه چون سرو هریک ناز در سربه جایی در شدند از هر دو بهتر
زمینی کاندرو باد بهارینمودی جعد گل را شانه کاری
بنفشه، زلف سنبل تاب دادیهوا از ژاله گل را آب دادی
درختان در درختان سرکشیدهدر آن آواز مرغان برکشیده
در آن صحرا که چون خلد برین بودبنفشه همچو زلف عنبرین بود
هر آن گل کز صبا چهره گشادیشقایق سینه را داغی نهادی
درون بلبل از گلها پریشانبه روی لاله سنبلها پریشان
به نقاشی دگر شاپور سرمستکه از مانی به خوبی برده بد دست
در آن صحرا که رشک نقش چین بوددگر با آن حریفان نقش بنمود
زصنعت مشک بر کافور آمیختزنو بار دگر نقشی برانگیخت
که گردون کاو هزاران نقش سازدیکی نابرده دیگر یک طرازد
ببیند هر که عقلش برقرار استکه عالم سربسر نقش نگار است
به صورت چشم مردان کی گشایدکه صورت مر زنان را...
به صورت کس قدم در راه ننهادکه این ره هر که رفت از راه افتاد
زمن بشنو مرو در راه صورتکه مرد آنجا کند ره گم ضرورت
چو شیرین باز آن صورت نگه کردز آه دل جهان بر خود سیه کرد
زخون دل که بر مژگان فروهشتتو گفتی لاله ها بر زعفران کشت
چو دیدند آن پری رویان چنینشدلش جستند و کردند آفرینش
مخور غم ما بکوشیم از برایتکه بادا جان ما یکسر فدایت