گنج

شمارهٔ ۹۱

بستان ز شکوفه پر از انوار تجلی ستبشکفته گل از شاخ شجر آتش موسی ست
برداشته صد مرده سر از خاک هماناظاهر شده از باد صبا معجز عیسی ست
بینیم ز نرگس که به خود چشم گشاده ستکان چشم که بینا نه به جانان بود اعمی ست
لاله کند ایما که می عشق کشیدنزان جام که نبود به میان دست کس اولی ست
هرکس می ازان جام کشد خاطر پاکشفارغ ز غم توبه واندیشه تقوی ست
زاهد گر ازان می به مشامش نرسد بویبا توبه و تقواش چه امکان تسلی ست
از صورت و معنی بگذر جامی و درکشزان می که برون از قدح صورت و معنی ست