شمارهٔ ۶۶
آنچه در عشق توأم دمبدم استرنج بر رنج و الم بر الم است
شاد باد از تو دل پر هوسانگر من از غصه بمیرم چه غم است
نیست برمن ستم از تیغ تو زخممی زنی بر دگران آن ستم است
گر کنی میل به دینار و درمآنم از دولت عشقت چه کم است
دلم از داغ غمت پر دینارجیبم از سیم مژه پر درم است
در حریم تو دل سخت بتانزیر پا بیش زریگ حرم است
سر نپیچد ز سگانت جامیخدمت اهل وفا مغتنم است