شمارهٔ ۴۷۳
دی آن چه شکل بود که از ره برآمدیبر دیده جلوه کردی و در جان درآمدی
رفتی و بود روی تو از مهر و ماه بهمنت خدای را که ازان بهتر آمدی
بیمار بودم از غم هجران طبیب وارپا رنجه ساختی و مرا بر سر آمدی
تا جان دمی به قالب جان داده فراقهمچون مسیح با دم جان پرور امدی
رفتار تو ز خسته دلان جان همی بردجانها فدات بر روش دیگر آمدی
نبود به راه تو ز لطافت نشان پایگویی فرشته وار به بال و پرآمدی
جامی نوشت بهر تو دیوان خود چو دیدکز خیل نو خطان همه سردفتر آمدی