شمارهٔ ۴۷۱
پریرم دیدی و نادیده کردیسلامت گفتم و نشنیده کردی
گر این معنی پسند خاطر توستنمی گویم که نپسندیده کردی
دلم خون گشت و آمد همدم اشکبه دیده تا تو جا در دیده کردی
خوش آن روزی که از طعن رقیبانبه سوی من گذر ترسیده کردی
اگر گفتی سخن آهسته گفتیوگر کردی نظر دزدیده کردی
شدی آرام جانم گوییا رحمبراین جان نیارامیده کردی
چو برگردیدی از جامی عجب نیستکه نامش بخت برگردیده کردی