شمارهٔ ۳۴۷
دی تجربة المداد کردموصف خط تو سواد کردم
شاگرد شدم خط لبت رانسخ خط اوستاد کردم
هر نقطه که بر ورق نهدماز خال و رخ تو یاد کردم
هر دال و الف که نقش بستمزلف و قدت اعتقاد کردم
خط تو چو کرد رستن اغازاغاز« و ان یکاد» کردم
زلف تو شبم به آخر آوردبر روی تو بامداد کردم
تا از غم خود رهم چو جامیخود را به غم تو شاد کردم