گنج

شمارهٔ ۳۰۱

ساقیا خیز کز محول حالروز عشرت نهاد روبه زوال
روزه خواهد حجاب ما گشتناز شراب حرام و نقل حلال
چون رسد دور من عنایت کنآنچنان کاسه های مالامال
که رساند ز سلخ شعبانممست طافح به غره شوال
مستی حال من شود که بردذکر ماضی و فکر استقبال
مطربا عود خوشنوا طفلیستجا دهش در کنار چون اطفال
تا درآید به ناله طفل آساگوش او را به دست لطف بمال
ناله او مرا به کشور جانبرد از تنگنای حس و خیال
در هوای فضای فقر و فناطایر همتم زند پر و بال
به مقامی رسم که چون جامیقدسیان از نشیمن اقبال
در من آورده روی خود گویندمرحبا تعال تعال