شمارهٔ ۲۵۲
ز ره ملغز چو پرسم تو را به رسم لغزبه رغم واعظ پرگوی نکته ای موجز
چه نقطه است که از کثرت شئون پر ساختهمه دوایر کون از محیط تا مرکز
طریق عام بود پختن خیال دوییطریق عام مپوی و خیال خام مپز
به زور زرطلبی روز گرد رز گردینه زور ماندت آخر نه زر نه روز و نه رز
اذل و ارذل خلق جهانست منکر عشقاگر چه یافت لقب صاحب اجل اعز
چو پیر زیر پر پرورش گرفت تو رابه سان بیضه بیارام و چپ و راست مخز
چو موج تفرقه جامی تورا گذشت ز سربرابر است اگر یک گز است اگر صد گز