شمارهٔ ۲۲۸
اگر نه ساغر لعلت به کام خواهد شدز دیده خوردن خونم مدام خواهد شد
چنین که لاغر و زرد است ز ابرویت مه نوچو یک دو هفته برآید تمام خواهد شد
ستون تیر خود از خانه دلم چو کشیخیال قد تو قایم مقام خواهد شد
چو دایه بر لبت انگشت زد بشارت دادکه خوش عبارت وشیرین کلام خواهد شد
همی نمود ز قدت هنوز نازده گامکه همچو کبک دری خوش خرام خواهد شد
غزال وار رمیدی ز من نمی دانمکه طبع سرکش تو باکه رام خواهد شد
وجود خاکی جامی ز شوق مجلس توپس از وفات صراحی و جام خواهد شد