شمارهٔ ۲۰۸
یار ما عزم سفر کرد خدا یارش بادوز خطرهای سفر جمله نگهدارش باد
گر ببندد به سفر بار وگر بگشایددر همه دولت توفیق مددگارش باد
قیمت صحبت او نقد دو عالم کردندجان پاکان به همین نرخ خریدارش باد
هیچ ذوقی به گرفتاری عشقش نرسدهرکجا جان و دلی هست گرفتارش باد
گوهر بحر صفا نیست جز اسرار غمشسینه ما صدف گوهر اسرارش باد
حسنش آنجا که نهد عشوه گری را بازارزآتش سوختگان گرمی بازارش باد
گفت صد شعر خوش از وحشت هجران جامیمونس وحشتیان دفتر اشعارش باد