گنج

شمارهٔ ۱۴۵

نام خود را عاشق صادق کنم سویت سوادتا چو خوانی نامه رویت بنگرم از چشم صاد
اعتقاد حسن خوبانم ز مهر روی توستلاجرم در شهر مشهورم به حسن اعتقاد
نیست مقصود از سلوک من در اطوار وجودجز رضای خاطرت جستن ز مبداء تا معاد
گر خدنگ بیوفایی می کشی فهوالغرضوربه تیغ نامرادی می کشی فهوالمراد
گفته ای در جست و جویم این همه تعجیل چیستچون کنم بر عمر چندانی ندارم اعتماد
هفت بیتیهای جامی چون به شیراز اوفتادخواند حافظ در مزار سعدیش «سبعا شداد»
یافت در کرمان لقب رشک ارم زان کس که ساختکاخ ابیات تخلص چون «ارم ذات العماد»