شمارهٔ ۱۱۳
هیچ کس نیست که حیران شده روی تو نیستروی در سجده محراب دو ابروی تو نیست
هرکه بر طرف بناگوش تو آن طره بدیدگفت نقد دو جهان قیمت یک موی تو نیست
تو به هرجا که چنین جلوه کنان می گذرینظری نیست که از هر طرفی سوی تو نیست
زانچه در وصف قد سدره و طوبی گویندنکته ای نیست که در قامت دلجوی تو نیست
گو مده دامن گل را به کفم باد صباچه کنم پیرهنی را که در او بوی تو نیست
گرچه صد مانعم از دولت دیدار توهستهیچ مانع بتر از نازکی خوی تو نیست
گشته هر موی زبانی به دعا جامی رابر تنش نیست زبانی که دعاگوی تو نیست