گنج

شمارهٔ ۱۱۲

چون تو ماهی در همه آفاق نیستبی تو بودن طاقت عشاق نیست
شوق خود را چون دهم تسکین به صبرصبر کار عاشق مشتاق نیست
هیچ شکلی زیر این نیلی رواقچون مقوس ابروانت طاق نیست
دفتر گل را زدم بر هم چو بادحرفی از حسنت درآن اوراق نیست
مستحق وصلم و محروم ازانموجب حرمان جز استحقاق نیست
هجر فرسوده نخواهد جز وصالچاره مسموم جز تریاق نیست
عشق را تا نام دریا کرده ایدکام جامی زو جز استغراق نیست