گنج

شمارهٔ ۹۷

آمد نسیم و رایحه مشکبار دادمرغان باغ را خبر نوبهار داد
در روضه امید نهالی که رسته بودبالا کشید و میوه مقصود بار داد
کوته کنم حدیث، گرانمایه قاصدیاز ره رسید و مژده اقبال یار داد
صوفی به شکر مژده او بزم عیش ساختتسبیح و خرقه را به می خوشگوار داد
آمد غبار موکب او همدم نسیمعشاق را جلای بصر زان غبار داد
نظاره رخش همه کس را نداد رویبس خسته دل که جان به ره انتظار داد
انداخت سایه کرم آن شاه دادبخشجامی بخواه از ستم روزگار داد