گنج

شمارهٔ ۷۴

ساقیا دور فلک منشور عید آورده استماه نو میخانه را زرین کلید آورده است
ساغر عشرت که شد در سلخ شعبان ناپدیدغره شوال باز آن را پدید آورده است
عید داده عاشقان را مژده یوم جدیدوز شراب لعل سان رزق جدید آورده است
بهر عیدی از لب جانان و چشم و غمزه اشوعده ای آمیخته با صد وعید آورده است
سایه افکنده مرا بر فرق پیر میکدهشیخ کامل پی به سروقت مرید آورده است
خواسته ست افشای سر عشق معشوق ازلبلبل و گل را که در گفت و شنید آورده است
جامی از خوبان چه بندی دیده چون نقاش صنعاین همه نقش از برای اهل دید آورده است