شمارهٔ ۶۰
به غمزه چشم تو درس ستمگری آموختبه خط لبت سبق روح پروری آموخت
ز لطف در بناگوش تو تعالی اللهکه فیض نور سعادت به مشتری آموخت
دبیر مکتب حسنت ازان عذار جبینخط مزوری و لوح دلبری آموخت
به طرف باغ گذشتی فکنده طره به دوشچمن طراوت ازان سنبل طری آموخت
چرا نهان شوی از چشم ما اگرنه تو رارقیب دیوصفت عادت پری آموخت
زوال هستی خودخواست از ستردن مویمجردی که رموز قلندری آموخت
بهای لعل تو جان جامی از تو دانسته ستخوش آن که قیمت جوهر ز جوهری آموخت