شمارهٔ ۲۶
ای سیه تر دل سنگین تو از روی رقیبدر کجی راست به هم خوی تو و خوی رقیب
گردن اندر خم بازوی رقیب است تو راچند بر خسته دلان زور به بازوی رقیب
هرچه او راست پسندیده پسندیده توستچند سنجیدن یاران به ترازوی رقیب
بس که آزار به رویم ز رقیب آمده استهیچ گه روی نخواهم که کنم سوی رقیب
عمرها رفت به هر سوی و به جایی نرسیدبعد ازین سوی عدم باد تک و پوی رقیب
صد گره بر رگ جان می کشم از موی تو لیکطاقت یک گرهم نیست ز ابروی رقیب
از خدا مرگ رقیبان به دعا می خواهندکس چو جامی به جهان نیست دعاگوی رقیب