شمارهٔ ۲
زهی از دو رخ شاه دنیا و دینبه مهر کتف خاتم المرسلین
ز خاتم سیمان ازان ملک یافتکه نام تواش بود نقش نگین
یسار است دنیا یمین آخرتبه زیر نگینت یسار و یمین
چو طوبی به نعلین تو سود سررسیده سر او به عرش برین
بود حاصل چشم حق بین توچه عین الیقین و چه حق الیقین
تویی آفرین گو بر ایزد که کردتو را از همه آفرینش گزین
هزار آفرین باد بر جان توبه هر آفرین از جهان آفرین
سگ بندگان تو جامی که هستسگان تو را بنده کمترین
به سر در رهت گر تواند شتافتنیاید دگر پای او بر زمین