گنج

شمارهٔ ۱۶۴

بیا که قاصد فرخنده پی ز راه رسیدرساند مژده که شاه جهان پناه رسید
فروغ نور جمالش به چشم مهر افتادصدای کوس جلالش به گوش ماه رسید
سرود مجلس رندان دردنوش اینستکه شاه تخت جلالت به تختگاه رسید
شدند نعره زنان ناشنیده نغمه نیکه این نوا به مقیمان خانقاه رسید
بخند گو لب مظلوم از بشارت بختکه دادبخش به سر وقت دادخواه رسید
گناه بود کزو دور زیستم یکچندچها به روی من از شرم این گناه رسید
چو کرد دعوی شادی دلم به مقدم اوز اشک شادیش از هر مژه گواه رسید
رسید جذبه لطفی به هر ضعیف از ویبدان مثابه که از کهربا به کاه رسید
به هر گدا که چو جامی فکند گوشه چشمز خاک راه مذلت به صدر جاه رسید