گنج

شمارهٔ ۱۲۴

چو رند خط به حریفان دردخواره نویسدبه درد تیره خم بر سفال پاره نویسد
گرفت روی تو ملک جهان وز خط مشکینخراج بر مه و خور باج بر ستاره نویسد
دقیقه های فرو رفته از صحیفه حسنتعذار تو به خط سبز برکناره نویسد
به قصد آنکه بماند همیشه قصه شیرینبه تیشه کوهکن آن را به سنگ خاره نویسد
ببین علو مقام که پیر میکده ناممگدای عور تهیدست هیچ کاره نویسد
هزار پاره دلم شرح شوق تو نتواندبه لوح چهره گر از خون هزار باره نویسد
رموز عشق شود فاش اگر نه کلک تو جامیسخن به صورت تشبیه و استعاره نویسد