گنج

شمارهٔ ۱۰۶

یار به کف ساغر شراب درآمدمست به قتل من خراب درآمد
خاصیت می نگر که از نظر منماه برون رفت و آفتاب درآمد
جلوه گل را چو دید با همه مرغانبلبل بیدل به اضطراب درآمد
دل ز رخش دور میل چشمه خور کردز آرزوی آب در سراب درآمد
تیغ دگر زد به چاک سینه ریشمباز درین جوی رفته آب درآمد
یاد من آمد سرود ناله چو دردیدر دلم از نغمه رباب درآمد
دید چو جامی بلندپایه خسروبیهده در معرض جواب درآمد