شمارهٔ ۱۰۱
نرگس آسا چو سر از خاک بدر خواهم کردبهر رندان قدح از کاسه سر خواهم کرد
تا وزد بر گل رخسار تو گه گه جان راسوی تو همنفس باد سحر خواهم کرد
دیده از سوزن مژگان به رخت خواهم دوختوز جمال دگران قطع نظر خواهم کرد
ساعدم رشته زر شد ز غمت زار و نزارگر دهد دست به گرد تو کمر خواهم کرد
تاب تیر تو ندارم که رسد بر دگرانپس ازین پیش همه سینه سپر خواهم کرد
چند بر فرق رقیبان به وفا مالی دستخاک از دست جفای تو به سر خواهم کرد
جامیم من هنرم عشق گر از عیب کساندست ازین کار بدارم چه هنر خواهم کرد