گنج

شمارهٔ ۱ - فی توحیده سبحانه و تعالی

آن که تسبیح حصا بر صدق او آمد گواگاه احصای ثنایت گفته لا احصی ثنا
چون درین احصا حصاآسا نیم گویا به صدقبه که بندم راه گویایی چو صدیق از حصا
عد نعمایت چه حد من چو حکمت درازلساخت شرط « ان تعدوا» را ز« لا تحصوا» جزا
تاج استغنا و نعلین سلوک راه فقردادیم غرقم در انعام تو از سر تا به پا
هر سر مو بر تن ار گردد زبانی شکر گویکی توانم کردن از شکرت سر مویی ادا
شکر هر نعمت چو باشد نعمت دیگر خردغیر عجز این راه را مشکل که یابد منتها
باشد از ادراک ما تا ذات تو صد ساله راهوانقدر دیگر بود از نطق تا ادراک ما
چون بود از نطق ما تا ذات تو راه این همهوصف ذاتت حدنطق ما کجا باشد کجا
گر زبان خود به کام اندر کشد جامی رواستچون نگردد از زبان در وصف تو کامش روا